اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1

    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت December 2015
    صلوات : 97880 دلنوشته : 72
    برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی... آغاز اصالت خوب همین است که... نخواهی چیزی باشی که نیستی
    نوشته : 145 تشکر : 20
    مورد تشکر: 58 در 44 پست
    دریافت : 0 آپلود : 0
    وبلاگ : 0
    خادم مهدی آنلاین نیست.

    خلوص نیت و از خود گذشتگی




    خلوص نیت و از خود گذشتگیدر هر مرحله ای از مراحل تمدن و در هر فرازی از فرازهای زندگی انسان ، مردم با مصالح و منافع فراوانی مواجه می شوند که برای رسیدن بآن مصالح باید کوشش و تلاش فراوانی صورت دهند . این مصالح و منافع هر چند انواعشان مختلف و طرز به دست آوردنشان متفاوت باشد و هر چند فواصل زمانی بین آنها فرق هائی بوجود آورده باشد ، ولی می توان همه آنها را به دو نوع مصلحت ، تقسیم کرد :
    یکی ) مصالحی که منافع و عوائدش به فرد باز می گردد و تنها فرد هم باید برای بدست آوردنش در خارج تلاش و کوشش کند .
    دوم ) مصالحی که نتیجه کار آنها به جامعه باز می گردد و هر کس روی آن ها کار کند ، مستقیما سهمی عایدش نمی شود معمولا هر عملی که برای رسیدن به هدفی بالاتر از وجود عامل آن ، انجام شود از نوع قسم دوم است ، زیرا هر کار اجتماعی را یک فرد نمی تواند انجام دهد بسیاری از کارها وجود دارد که تنها در وقتی کوشش های مداوم افراد زیاد ، روی هم انباشته شد در خارج تحقق می یابد .
    در نوع اول برای پیاده کردن کار انگیزه های فردی بهترین ضامن انجام تلاش و کوششهای لازم است . و تا وقتی شخص نتیجه آن را خودش برداشت می کند و مستقیما از آن بهره مند می گردد ، انگیزه کافی برای انجام خدمات آن را هم در خود دارد .
    ولی مصالح نوع دوم برای ایجاد انگیزه شخص و حسن نیت در انجام آن ، کافی نیست ، زیرا در اینجا مصلحت مستقیما عاید شخص عامل نمی شود .
    در بسیاری از اوقات میزان رنج و زحمتی که در این کارها شخص متحمل می شود ، به مراتب بیشتر از میزان مصلحتی است که غیر مستقیم باو باز می گردد و از اینجا است که انسان نیاز به تربیت خلوص نیت و از خود گذشتگی دارد تا با این انگیزه بتواند در خدمات اجتماعی سهیم باشد یعنی بتواند بخاطر دیگران کار کند . به تعبیر دیگر ، هدفی بزرگتر از وجود او و مصالح مادیش باید باو داد تربیت از خود گذشتگی ، ضرورتش برای انسان های عصر فضا و عصر برق و اتم به همان نسبت است که برای انسان های عصر شمشیر برای جنگ و شتر برای سفر بود ، زیرا این هر دو انسان با مشکلات مشابهی مواجهند . هر دو نیازمندند هدف های بزرگ داشته باشند و هر دو لازم دارند برای رسیدن به این هدف های بزرگ بتوانند خود را فراموش کنند و به دیگران بپردازند . هر دو باید به آینده فکر کنند و برای روزی بذر افشانی کنند که امید برداشت آن را ندارند .
    بنابر این هر فردی را باید طوری تربیت کرد که بتواند قسمتی از کوشش ها و تلاش های خود را برای غیر خود ، برای مصلحت جامعه نه برای منافع شخص خود ، بکار برد و با نیت خالص یعنی بدون در نظر گرفتن هیچ گونه پاداشی ، به دیگران کمک کند و آنها را بر خود ایثار نماید .
    عبادات نقش مهمی در این تربیت ضروری دارد ، زیرا چنانکه گذشت انسان عابد برای خدا اعمالی انجام می دهد که هر گاه آنها را به قصد مصلحت شخصی اش انجام داده باشد از او پذیرفته نیست . هیچکس مجاز نیست از کاری که برای خدا انجام می دهد قصد برداشت مادی در زمینه بالا بردن شخصیت ، یا شهرت اجتماعی و منافع شخصی اش بنماید از طرف دیگر او نیز نمی تواند عبادتش را به صورتی خشگ و بی محتوا فقط به خاطر اقتصادی محیط ، انجام دهد ، چنین عملی نه تنها عبادت نیست ، بلکه عملی حرام و قابل تعقیب است . خصوصیت قصد خالص به خاطر این است که انسان عادت کند کارها را برای خدا و فقط به نیت خیر انجام دهد و در این راه تجربه و تمرین

    بیاموزد ، عادت کند قصدش را از هر گونه پیرایه و آلایشی پاک سازد و تنها به خاطر احساس مسئولیت بدان دست زند و عبادتش را فقط برای اظهار اخلاص و صداقت به پیشگاه خداوند انجام دهد .
    راه خدا همان راه خدمت به خلق است مشروط به اینکه از هر گونه آلودگی و پیرایش صاف و پاک باشد ، زیرا هر عملی بخاطر خدا باشد ، چون خدا از خلقش بی نیاز است ، به خاطر خلق خدا به حساب می آید و چون خداوند حق است و مطلق و بالاتر از هر حد و مقیاسی است و با هیچ گروهی قرابت ندارد و هیچ گونه جهت گیری نمی پذیرد ، از این رو راهش پیوسته راه عموم بشریت است و عملی در راه خدا و به خاطر خدا صورت می گیرد که برای مردم و به خیر همه جامعه باشد و شخص بتواند پیوسته در این راه بتمرین روحی و روانی بپردازد .
    اصولا هر آنچه در شرع اسلام به عنوان راه خدا معرفی شده می تواند مقصود از آن راه همه مردم باشد . برای نمونه یکی از مصارف زکات فی سبیل الله است ، سهم فی سبیل الله می تواند شامل هر گونه انفاقی برای خیر انسانیت و به مصلحت نوع باشد که یکی از موارد آن جنگ در راه نجات مستضعفان است و از آن ، جنگ در راه خدا تعبیر شده است .
    و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان و چون در کنار این حقیقت بدانیم که عبادت گذشته از توجه معنوی و قصد قربت مستلزم کوشش های مختلفی از ناحیه انسان است ، زیرا در نماز کوششی است جسمانی و در روزه کوششی است روانی ، چنانکه در زکات کوششی است مالی و در جهاد کوششی است تا سرحد فداکاری و جان خود را بخطر

    انداختن ، در همه ابعاد زندگی ، این تلاش و کوشش ها بر انسان فرض گردیده است .
    اینها را که بررسی کنیم می توانیم به گستردگی عبادات و ژرفای تمرین های روحی و روانی ناشی از آنها پی برده آنگاه اهمیت حسن نیت و خلوص قصد قربت در عبادت را و عظمت گذشت و بخشش در راه خدا و انجام خدمت برای بدست آوردن هدفی بزرگتر در همه زمینه های کوشش های بشری را مورد توجه قرار دهیم .
    بر این بنیاد است که می بینیم تا چه اندازه فاصله زیاد است بین کسی که تلاش ها و کوشش هایش را صرفا برای خدا بکار می گیرد و تربیتش بر اساس انجام خدمت بدون انتظار پاداش های مادی است ، و بین کسی که تربیتش اقتضا می کند پیوسته کار را به خاطر پاداش مادی اش و بر اساس منافع و مصالح شخصی اش انجام دهد چنین شخصی ارزیابی اش از زبان آمار و ارقام ارزیابی های بازار معاملات تجاوز نمی کند . و در فعالیت های اجتماعی اش در هر زمینه و هر نوع که باشد تاجری بیش نخواهد بود .
    اسلام از آنجا که به امر حسن نیت اهتمام کاملی نشان می دهد ، میان ارزش عمل و انگیزه های آن ، ارتباط بر قرار کرده ، عمل را از نتائج مادی آن منفصل می سازد پس ارزش هر کاری در اسلام به نتائجی که از آن کار بدست می آید نیست ، بلکه ارزش آن به انگیزه و محرک آنست و برای شناخت ارزش انگیزه ها باید به میزان حسن نیت و قصد خیر خواهانه آن توجه کرد .
    کسی که موفق به کشف داروی بیماری خطرناکی می شود ، و بدین وسیله میلیون ها مریض را از خطر مرگ حتمی نجات می بخشد ، ارزش عمل او را نزد خدا ، با حجم نتائج آن و تعداد کسانی که از مرگ حتمی بواسطه این دارو نجات یافته اند ، نباید سنجیده شود ، بلکه باید با احساسات و انگیزه های کاشف آن ، و تمایلاتی که در دل او رغبت ایجاد کرده تا به خاطر آن تمایلات باین کشف نائل آمده است ، سنجید ، زیرا بدیهی است کسی که کوششهای

    خود را برای این کشف به خاطر بدست آوردن امتیاز بخرج می دهد ، و می خواهد از طریق فروش آن میلیون ها دولار به دست آورد در ارزیابی این عمل نزد خدا هیچ فرقی با عمل بازرگانی که برای کسب و کار مادی اش دست به یک عملی می زند ندارد ، زیرا در منطق انگیزه های شخصی بین کسی که برای سود شخصی اش دست به کشف داروئی برای نجات از بیماری خطرناکی می زند با کسی که به همین منظور ، وسائل مرگبار و داروی نابود کننده انسانها را برای فروش در بازاری که مشتری دارد فراهم می کند ، فرقی نمی توان گذاشت .
    اصولا یک عمل وقتی با ارزش تلقی می شود که از حدود انگیزه های شخصی فراتر رود ، و در راه خدا ، و راه بندگان خدا قرار گیرد . و به همان اندازه که از انگیزه های شخصی فراتر رفت و راه خدا ، و راه بندگان خدا در پیدایش آن تاثیر گذاشت ، به همان اندازه عمل قیمت پیدا می کند و ارزشمند می شوداحساس مسئولیت درونیهر گاه نظری بر انسانیت در فرازهای مختلف تاریخش بیفکنیم ، همه جا انسان را در زندگی اجتماعی تابع نظام و تشکیلات خاصی می نگریم . ملاحظه می کنیم انسان پیوسته در تقسیم حقوق و وظائف از روش معینی پیروی می کرده است . استقرار زندگی انسان در هر زمانی بستگی به میزان ضمانت اجرای مقررات اجتماعی اش دارد ، چنانکه رسیدن به هدفهای کلی مورد انتظار از تشکیلاتی ، نیز مربوط به ضمانت اجراء آنها است .
    این یک حقیقتی است که نسبت به گذشته و آینده جاری است و در تمام تاریخ طولانی بشریت هیچگاه از آن تخلفی دیده نشده است .
    مجازات ها و قوانین کیفری مربوط به ضمانت اجراء گاهی از طرف مردم وضع می شود به این کیفیت ، که گروهی از مردم بنمایندگی دیگران دور هم

    جمع شده قوانینی برای تخلف ها به منظور تادیب و تنبیه افراد مختلف وضع می کنند و گاهی ضمانت اجراء از درون انسان است انسانی که در مقابل تعهدهای اجتماعی اش احساس مسئولیت می کند و خود را ملزم به انجام وظائف و رعایت حقوق اجتماعی می داند .
    با اینکه ضمانت اجراهائی که وسیله قوانین وضعی صورت می گیرد نقش بسیار مؤثری برای تسلط بر اعمال و رفتار انسان ها دارد ، لیکن در بسیاری از اوقات اگر در کنار آنها مسئولیتی از درون احساس نگردد ، نه تنهائی قادر به اداره جامعه نخواهد بود ، زیرا آن گونه مراقبتی که وسیله مجازات های وضعی صورت می گیرد هر چند دقیق و گسترده باشد معمولا نمی تواند شامل همه تخلفها باشد و نمی تواند همه وقایع را فرا گیرد .
    احساس مسئولیت درونی برای اینکه بتواند یک واقعیت عملی فعال و سازنده ای در زندگی انسان باشد ، احتیاج به مراقبتی از باطن وجود انسان دارد ، ایمان به یک قدرت مراقبتی که هیچ چیز را چه کوچک و چه بزرگ ، از یاد نبرد حتی از یک اتم چه در زمین و چه در آسمان ، غافل نباشد ، و نیز احتیاج به تمرین عملی دارد ، تا از میان تمرین های مستمر این احساس رشد کرده تاثیر چنین مراقبتی در انسان گسترش یابد .
    تحقق مراقبتی به این گستردگی که در همه آسمان و زمین هیچ چیز از پوشش آگاهی و علم او حتی یک اتم خارج نشود ، در زندگی انسان ، فقط می تواند در نتیجه ارتباط با مطلق صورت گیرد یعنی فقط این خداوند حق و عالم و قادر است که به همه چیز آگاهی دارد و نتیجه ارتباط با او خود بخود روی انسان چنین مراقبتی احساس میشود و همین امر احساس مسئولیت درونی را در انسان فراهم می سازد .
    فقط تمرین عملی است که می تواند این احساس مسئولیت درونی را رشد دهد و راه این تمرین ، عبادات عملی اسلامی است ، زیرا پرستش یک وظیفه درونی غیبی است و به هیچ وجه از محیط خارج قابل کنترل نیست

    هر گونه اجراءات خارجی برای پیاده کردن صحیح عبادات نمی تواند کافی باشد ، زیرا این اعمال بر بنیاد حسن نیت و رابطه قلبی با خدا استوار است و چنین رابطه ای را با قوانین و مقررات وضعی نمیتوان از خارج کنترل کرد .
    هیچگونه قوانین اجرائی نمیتواند تضمین کننده اجرای آنها در خارج باشد تنها مراقبتی که در این زمینه قابل اجرا است ، مراقبت از ناحیه ارتباط با مطلق و از طریق ماوراء ماده است ، از ناحیه خداوندی که هیچ چیز را پوشش آگاهی او خارج نیست ، تنها تضمین ممکن برای تحقق ارتباط در این زمینه ، احساس مسئولیت درونی است یعنی کسی که به عبادت می پردازد وظیفه ای انجام می دهد که با هر وظیفه واجب دیگر یا هر خدمت اجتماعی دیگر فرق دارد مثلا وقتی وامی را که شخص گرفته ادا می کند ، قرار داد معامله ای را که بسته به شرائطش وفا می کند ، مالی را که از کسی عاریت گرفته ، مسترد می دارد ، در همه این موارد به وظیفه ای که جامعه می تواند کنترل کند و مراقبت آن در صلاحیت جامعه است ، دست زده و بدین وسیله ممکن است خیال کنیم عکس العمل اجتماعی تخلف از انجام وظیفه ، شخص را به وظیفه شناسی واداشته است .
    ولی وظیفه انجام عبادتی غیبی که هیچکس عکس و العمل روانی اش را جز خدای سبحان نمی داند ، تنها در نتیجه احساس مسئولیت درونی حاصل می شود و بس . و بر اثر تکرار عبادات این احساس مسئولیت تا جائی رشد پیدا می کند که برای انسان در همه کارهایش عادت می شود . بر اثر این احساس مسئولیت حسن نیت بوجود می آید . دیگر انسان در پرداخت حقوق مشروع دیگران ، از ترس عکس العمل خارجی کار نمی کند ، بلکه حسن نیت وقتی پدید آمد هر عملی روی احساس مسئولیت ، درست انجام می شود ، زیرا ترس از عکس العمل خارجی اگر به تنهائی می توانست حسن نیت بوجود آورد ، شخص می توانست در بسیاری از حالاتی که کسی تخلفش را نمی فهمید یا می توانست برای تخلفش تفسیر ساختگی بتراشد یا ی توانست خودش را از عکس العمل

    اجتماعی آن بصورتی حفظ کند ، در این موارد شانه از زیر بار وظائفش خالی می کرد ، زیرا در این حالات هیچ گونه تضمینی برای جلوگیری از تخلف افراد غیر از احساس مسئولیت درونی آنها ، وجود ندارد .
    می بینیم در عبادات مستحب غالبا ترجیح بانجام پنهانی و غیر - علنی عبادت است . برخی عبادات اصولا طبعشان سری و پنهانی است مانند روزه ، یعنی خویشتن داری از ارتکاب اعمالی که هیچگونه کنترل خارجی ندارد . بسیاری از عبادات دارای یک جو پنهانی و دور از زمینه های عمومی است مانندنماز شب که وقت انجامش بعد از نیمه شب است . اینها همه به خاطر عمق بخشیدن به جنبه ماورای مادی عبادت ، و ارتباط هر چه بیشتر آن با احساس مسئولیت درونی است .
    بدین گونه احساس مسئولیت انسان ، از میان پی گیری انجام عبادات ، نفوذ بیشتری پیدا می کند و انسان بر انجام کارها بر اساس این مسئولیت انس می گیرد و یکنوع تضمین قوی برای تعهد فرد شایسته نسبت به ادای وظائف و حقوقی که بر عهده دارد ، به وجود می آورد .امتیازهای کلی عباداتهر گاه عبادات را بطور کلی بررسی کنیم و آنها را با هم مقایسه نمائیم ، امتیازهائی برای عبادات بطور عموم بدست می آوریم که در زیر به پاره ای از آنها اشارت می کنیم در گذشته دیدیم پرستش در سراسر زندگی انسان چه نقش مهمی ایفاء کرد و دانستیم چگونه عبادت یک نیاز پایدار در رهگذر تمدن انسان است
    اکنون می گوئیم هر گاه خصوصیات یک یک عبادات را به دقت مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم به بسیار از آنها می توانیم در پرتو پیشرفت علوم جدید اسرار و حکمت هائی از تشریع و قانونگذاری اسلام را دریابیم ، و با کمک علوم جدید پرده از روی پاره ای از اسرار آنها برداریم .
    این همآهنگی پر جاذبه ای که بین دین و علم موجود است و بسیاری از خصوصیات و مقررات دینی و احکام و آداب اسلامی ، مورد تایید علوم جدید واقع شده است ، تاکید بسزائی روی پایگاه دین و اصالت الهی بودن آن می باشد ، ولی با وجود این امر ، در بسیاری از موارد به نکات غیر مادی در عبادات برمی خوریم و خصوصیاتی از آنها بدست می آید که با اسرار و حکمت های مادی نمی توان توجیه و تفسیر کرد برای نمونه چرا نماز مغرب سه رکعت و نماز ظهر چهار رکعت است ؟
    چرا در هر رکعت نماز باید یک رکوع بجا آورد نه دو رکوع ، ولی دو سجده باید انجام داد نه یک سجده ؟
    و بسیاری چراهای قابل طرح دیگر . .
    ما این جنبه از عبادات را که قابل تفسیر و توجیه مادی نیست ، جنبه غیر مادی آن ها می خوانیم . این جنبه را ما در بسیاری از عبادات اسلامی بصورت ها و اشکال مختلف ملاحظه می کنیم . از این رو می توان عنوان غیر - مادی بودن عبادات را به معنائی که یاد کردیم ، یکی از امتیازهای عمومی و مشترک همه عبادات دانست .
    این غیر مادی بودن ، به روح عبادت مربوط می شود و در حقیقت جزء عبادت است ، زیرا همانگونه که قبلا بررسی شد نقش عبادات در استحکام ایمان ، و در ارتباط با خدا و در نفوذ عملی دادن به فکر خدا پرستی است .
    هر چقدر خصوصیت تسلیم و انقیاد در عبادت بیشتر باشد ، اثرش در ارتباط عابد با خدا نیرومندتر و بیشتر خواهد بود . بنابر این چنین عملی را که عابد تکرار می کند ، اثرش در همه ابعاد وجودی اش آشکار می گردد ، ولی

    هرگاه تمام جزئیات منافع و مصالح عبادت را شخص بداند ، خصوصیت تسلیم و انقیادش نسبت به آن عبادت کمتر خواهد شد و انگیزه مصلحت طلبی و منفعت جوئی در او غلبه پیدا می کند و دیگر به جای عبادت خدا می خواهد عمل سودمندی به خاطر جلب منافعش انجام دهد تا سودی عایدش گردد و از آن بهره مند گردد .
    پس همانگونه که با عملیات نظامی ، روح سربازی و اطاعت در جان و دل سرباز ، تقویت می شود و بی هیچ چون و چرا اطاعت از او امر فرمانده برای سرباز عادت می گردد ، همینطور احساس انسان عبادت کننده با توجه به ارتباط پی گیر در عباداتی که جنبه غیر مادی دارد تقویت می شود و روح تسلیم و انقیاد در برابر خدا را در انسان رشد می کند و نیرو می گیرد .
    بنابر این برای پدید آمدن روح تسلیم و انقیاد در انسان ، عبادات باید جنبه غیر مادی داشته باشد . بهمین دلیل کوششی که برخی از مردم در پرستش از جنبه غیر مادی عبادات به عمل می آورند و تفسیری که از آن می طلبند تا مصلحت آن را بدانند ، در حقیقت خالی کردن عبادت از روح و حقیقت آنست همان گونه که بخواهیم نتائج عملی تسلیم و انقیاد را بدانیم و یا ارزش تسلیم و انقیاد در برابر خدا را ، با ارزش مصلحت طلبی و نفع شخصی خواهی ، مانند هر عمل دیگر ، بسنجیم .
    مطلب قابل ملاحظه اینست که در هر عبادتی مصلحت اجتماعی اش با مصالح شخصی انسان عابد ، در تعارض باشد ، تقریبا اثری از جنبه غیر مادی در آن دیده نمی شود .
    مانند جهاد که مصلحت اجتماعیش با حرصی که انسان مجاهد برای حفظ حیاتش دارد و می خواهد خونش محفوظ بماند ، معارض است .

    عملی با مفهوم می داند . در عمل جهاد و زکات هیچ گونه خصوصیت تسلیم و انقیاد آنها با قابل فهم بودنشان منافات ندارد ، زیرا تحمل مشکل فداکاری با جان و مال به اندازه زیادی خود نوعی تسلیم و انقیاد است مخصوصا که عبادتهائی مانند جهاد و زکات تنها متکفل تربیت فرد نیست ، بلکه این عبادتها ضامن تحقق مصالح اجتماعی نیز می باشد . بنابر این جنبه غیر مادی بودن عبادت بیشتر متوجه عباداتی است که ارزش تربیت فردی بیشتری دارد مانند نماز و روزه .
    و بدین ترتیب نتیجه می گیریم جنبه عینی و غیر مادی داشتن عبادات ، ارتباط محکمی با نقش تربیتی آنها دارد عباداتی که جنبه مادی ندارد در ایجاد وابستگی فرد به خدا و نفوذ پیوند او با مطلق نقش بسیار مؤثری دارد .

    با بررسی عبادات مختلف در اسلام باین حقیقت می رسیم که گسترش عبادات به جوانب مختلف زندگی یکی دیگر از ویژگیهای آن است . عبادات ، مخصوص به شکل معینی از شعائر اسلامی نیست و منحصر به اعمالی که فقط نشان دهنده تعظیم و خضوع در برابر خدا باشد مانند رکوع و سجود و دعا نمی باشد ، بلکه به همه جوانب فعالیت های انسانی کشیده می شود . بنابر این جهاد یک عبادت است ، و در عین حال یک فعالیت اجتماعی ، زکات نیز عبادت است و یک عمل اجتماعی و مالی ، خمس یک عبادت است و یک فعالیت اجتماعی ، مالی . و روزه یک عبادت است و یک سیستم غذائی . و وضوء و غسل عبادتند و تنظیف و طهارت بدن .
    این گستردگی پرستش به شؤون زندگی ، معرف جنبه وسعت تربیت اسلامی است که می کوشد تا انسانرا در همه کارها و فعالیت هایش به خدا مربوط سازد ، و هر گونه کوشش مناسبی را در هر زمینه و نوعی از آن به خدا باز گرداند و به خاطر ایجاد بنیاد پایداری برای این گونه برخورد با امور ،

    عبادات پایدار تشریح گردیده تا به زمینه های مختلف و فعالیت های انسانی ، تقسیم گردد تا روح عبادت به همه فعالیت های شایسته انسان آمادگی و شادابی بخشد . و به محل انجام کارش چه در مزرعه باشد یا کارگاه بازار و حجره تجارت باشد یا مغازه و دفتر تا وقتی عملش صالح و برای خدا است روح مسجد دهد . که مسجد نه فقط محل سجده است بلکه هر جائی است که در آن عبادت و اطاعت شود .
    در اینجا دین مقدس اسلام با روش و بینش دو آئین دیگر فرق اساسی دارد . این دو آئین یکی نتیجه اش گرایش به جدا ساختن عبادت از زندگی است ، و دیگری گرایش به انحصار زندگی در چار چوب تنگ عبادات همان گونه که راهبان و متصوفان انجام می دهند .
    اما گرایش اول یعنی جدا ساختن عبادت از زندگی و در نتیجه عبادت را به جاهای معین محدود کردن به جاهائی که از انسان می خواهند عبادتش را فقط در آنجاها انجام دهد ، و خدا را در حصر دیر و کلیسا و کنشت عبادت کند و چون از آنجاها بیرون شد و به دیگر زمینه های زندگی پرداخت از عبادت دست برداشته به امور دنیا پردازد تا وقتی دوباره با ماکس شریف عبادت باز گردد .
    این دو گانگی بین عبادت و فعالیت های مختلف زندگی ، عبادت و نقش تربیتی و سازندگی آن را در بالا بردن انگیزه های زندگی متوقف می سازد و از اصالت بخشیدن به آن که به شخص اجازه می داد در میدان زندگی از خود و مصالح محدود و تنگش بیرون آمده در فکر مصالح جامعه باشد ، جلوگیری می کند و او را از حرکت متعالی در زندگی عملش اش باز می دارد .خداوند مهربان از کسی نخواسته است عبداتش را فقط بخاطر تشریفاتی که او از آنها و از همه بندگانش بی نیاز است انجام دهد . تا به چنین عبادتی بی محتوا اکتفا شود . او هیچگاه خود را هدف و مقصود سیر تکامل انسان قرار نداده تا بگوید انسان ها ، تنها در فرصت عبادت او که خضوع و کرنش کرده

    سر را به عنوان تواضع فرو افکنند ، کمال مییابند ، بلکه مقصود از این عبادت ساختن انسان صالح و کاملی است که بتواند از خود گذشتگی کند و با گذشت از خود ، نقش بزرگتری در راه تکاملش ایفاء نماید و این مقصود حاصل نمی شود مگر زمانی که روح عبادت تدریجا به همه شؤون زندگی کشیده شود و همه زندگی انسان از فروغ عبادتش واحدی را تشکیل دهد . زیرا چنانکه قبلا اشارت رفت ، گسترش روح عبادت ، گسترش حسن نیت و احساس مسئولیت درونی در همه کارها است ، گسترش قدرت بر گذشت از منافع شخصی ، و هم آهنگی با قالب جهان وسیعی است که پوشش آن همه جهان هستی را از ازل تا ابد گرفته است .
    از اینجا است که آئین پاک اسلام ، عبادت را به تمام شؤون زندگی پخش می کند و در هر حرکت شایسته ای ترغیب به فعالیت عبادی می نماید .
    و به انسان می فهماند فرق بین مسجدی که خانه خدا است ، و بین قرار گاهی که خانه انسان است در شکل معماری و آثار و علائم آن نیست . مسجد برای این خانه خدا شده که میدانی است برای تمرین انجام اعمالی که بتوان در انجام آنها از منافع شخصی گذشت و به قصد خدا و مردم انجام داد چنین مکانی هر جا که باشد روح مسجد را در بر دارد .
    اما در مورد گرایش دوم که زندگی را در چار چوب تنگ عبادت محدود می سازد این بینش می خواهد انسان را در مسجد حبس کند نه اینکه مفهوم مسجد را گسترش داده شامل هر میدان عمل شایسته ای گردانید .
    این بینش معتقد است بین روح و بدن انسان یک نوع تناقض درونی وجود دارد . هیچ گاه ممکن نیست یکی از این دو طرف به تکامل خود برسد مگر وقتی که طرف دیگر کوبیده شود . بنابر این برای اینکه انسان به رشد و تربیت لازم خود دست یابد باید بدن از طیبات و تنعم زندگی محروم گردد ، و در میدان زندگی باید خود را از آنها بکلی برحذر دارد تا در نبردی دائم در مقابل امیال جسمی و تمایلات و علائق مادیش در زمینه های مختلف زندگی

    پیروز گردد . باید بتواند از راه خویشتن داری مستمر در مقابل امیال و تحمل محرومیت پایدار از شهوات ، و تکرار عبادت های محدود ، روان خود را در این نبرد بر دشمن تن چیره سازد .
    آئین مقدس اسلام این طرز تفکر را نیز مردود میشمارد زیرا اسلام عبادت را برای زندگی می خواهد و نباید زندگی به خاطر عبادت محدود گردد . در عین حال اسلام می کوشد تا در تمام فعالیت ها و حرکت های انسان صالح روح عبادت بیفشاند ، ولی نه به معنای بازداشتن از فعالیت های مختلف نشاط بخش زندگی و محدود کردن عبادت بین دیوارهای معبد ، بلکه به این معنی که همه نشاطهای حیاتی را به عبادت برگرداندن . مسجد پایگاهی برای انسان صالح است تا رفتار روزانه اش را از آنجا تنظیم و کنترل کند نه اینکه حرکت و بسیج او را محدود سازد .
    پیغمبر اکرم (ص) به ابوذر فرمود :« اگر توانی نخوری و نیاشامی مگر برای خدا ، این کار را بکن بدین ترتیب عبادت برای زندگی می گردد و میزان پیروزی تربیتی و دینی اش به اندازه ای است که پر و بال محتوای روح عبادت ، به میدان های مختلف زندگی کشیده شود .
    چنانکه می دانیم ادراک حسی ، تنها احساس نیست ، و تنها اندیشه عقلی مجرد هم نمی باشد ، بلکه ادراک حسی مخلوطی است از تعقل و احساس تجرید شده ، وقتی می خواهیم عبادت نقش خود را در ما ایفاء کند بطوری انسان با آن سنخیت پیدا کند و با شخصیت ما که از عقل و حس ترکیب شده ، بخوبی منسجم گردد شایسته آنکه عبادت هم جنبه حسی و هم جنبه

    عقلی تجریدی داشته باشد تا با شخصیت عابد قابل انطباق گردد و عبادت بیشتر بتواند در عبادت خود ، بتمام وجودش با مطلق مربوط گشته ، پیوسته با خدا زندگی کند .
    از اینجا است که نیت و محتوای روانی عبادت همیشه متوجه جنبه عقلی تجریدی آن است ، زیرا در این قسمت است که عابد بسوی حق میگراید و به مطلق می پیوندد . و خصوصیات دیگر عبادت ناظر به جنبه حسی آنست ، برای مثال یکی از واجباتی که در حین نماز باید رعایت شود توجه به قبله است یعنی رو سوی قبله کردن ، همین قبله نیز مقصود حاجیان در عبادت حج است ، و باید دور آن طواف کنند ، و باید بین صفا و مروه مسافت مشخص و معینی ، به عمل سعی بپردازند ، همچنین باید به «جمره عقبه »ریگ اندازی کنندبرای عبادت « اعتکاف »نظام این طرح که دو جنبه را رعایت می کند میانگین یا خط وسط در تنظیم عبادت است . و طرح آن بر حسب فطرت انسان و ساختمان عقلی و حسی ویژه او صورت گرفته است .
    در مقابل این نظام میانگین ، دو طرح دیگر قرار گرفته : یکی افراط در جنبه عقلی دادن به انسان در عبادت ، و رفتار او را همچون فکر مجرد

    بحساب آوردن ، و از همه قالب های حسی در عبادت بیرون رفتن باین منطق که تا وقتی مطلق را یعنی خدای بی نهایت را هیچ مکان و زمانی نیست و او را چیزی از عوارض مادی محدود نمی کند ، پس باید عبادتش هم بر اساس مطلق انجام شود و به صورتی پیاده گردد که فکر و توجه نسبی انسان بتواند با خداوند ، با حقیقت مطلق به مناجات و راز و نیاز پردازد .
    این روش را آئین اسلام نمی پذیرد ، زیرا درست است که در اسلام به جنبه فکر و تعقل عبادت توجه ویژه ای مبذول شده ، تا جائی که در حدیث آمده است « تفکر ساعة افضل من عبادة سنة » زمان کوتاهی را به تفکر سر کردن بهتر از یکسال عبادت است .
    لیکن به این حقیقت نیز اسلام معترف است که اندیشه خاضعانه هر چند متوجه روح عبادت در هر عمقی از ضمیر آدمی نفوذ کند ، نمی تواند همه ی جاهای خالی آن را پر کند و انسان را بتمام وجودش به حقیقت مطلق برساند ، زیرا انسان فکر محض نیست .
    از این پایگاه فکری که با واقعیت انسان در خارج تطبیق کامل دارد ، طرح عبادات اسلامی ، ریخته شده نماز گزاری که در نمازش نیت می کند عبادت فکری اش را انجام داده و از همان آغاز که نمازش را با« الله اکبر » افتتاح کرد خدای خود را از حدود و موازین مادی و تشبیهات ظاهری منزه گردانیده است ، ولی او در عین حال خانه کعبه را برای عبادتش شعار قرار می دهد تا بدین وسیله پرستشش را در فکر و حس خود ، در منطق و عاطفه خود و در تجرید عقلی و وجدان حسی خود زنده کرده باشد .
    طرح دیگر در جنبه حسی تفریط میکند و از عبادت بجای شعور ، شعائر و بجای واقعیت ، نشان و علامت می سازد . و به جای توجه به رمز پرستش ، به شعائر آن اکتفا می کند و به جای توجه به رمز پرستش ، به شعائر آن اکتفا می کند و به جای مدلول واقعی آن ، به اشاره های حسی آن ، بسنده می شود . و بدین وسیله انسانی که در عبادتش خدا را از شرک و بت پرستی منزه می نماید ، به صورتی دیگر در دامن شرک و بت پرستی فرو می غلطداین رفتار بکلی مفهوم پرستش را از ریشه بر میکند و روح عبادت را که باید بعنوان وسیله ای برای ایجاد رابطه انسان با خدایش در مسیر تکاملی او بکار افتد ، تعطیل می کند و از آن وسیله ای برای ایجاد ارتباط با مطلق های دروغین ، می سازد .
    این خدایان شرک یا مطلق های دروغین همه در آغاز رمز و اشاره هائی برای نشان دادن مطلق راستین بوده اند ، ولی با تجرید ذهنی لباس مطلق بآنها پوشانیده اند . و بدین وسیله پرستش های تقلبی بجای اینکه پیوندی با خدا ایجاد کند ، پرده ای بین انسان و خدایش ایجاد نموده اند .
    اسلام بشدت با این ظاهر پرستی ها مبارزه می کند و عبادت را از این گونه رفتار شرک آمیز منزه می داند ، بت پرستی را به هر شکل که باشد محکوم می گرداند . اسلام بت ها را فرو ریخت و خدایان ساختگی را نابود کرد و اجازه نداد هر چیزی را به اسم رمز و علامت و اشاره تجسمی از خدای مطلق گرفته آن را بپرستند ، لیکن عمیقا بین بتی که شکست و مفهوم قبله ای که خداوند با افاضات عینی اش بر آن مکان ، نماز را بدانجا مربوط گردانیده تا جنبه حسی عبادت کننده نیز ارضا گردد ، ولی بت پرستی در حقیقت چیزی جز کوشش انحرافی برای ارضای این جنبه حسی نیست و آئین اسلام توانسته است جلو این انحراف موضع گرفته بایستد و آن را با روش سالمی تصحیح کند . برای همآهنگی بین نیاز به عبادت خدا به عنوان وظیفه پرستش مطلق و بین وابستگی به محسوسات بحکم اینکه عبادت کننده انسانی است از عقل و حس ترکیب شده تا بتواند خدای خود را از طریق حس و عقل هر دو بپرستد و انجام وظیفه کند ، نظام عبادات اسلامی مطابق طرحی که یاد شد مقرر می دارد بنیاد پرستش را ، ارتباط انسان با خدا تجسم می بخشد . با اینکه موادرابطه از عناصری پایدار و استوار تشکیل شده ، با این حال در آئین اسلام باید به روشی برگزار گردد که در بسیاری از اوقات ، وسیله ای برای برقراری رابطه برادری بین انسان ها باشد و مقصود ما از جنبه اجتماعی پرستش ، همین است .
    برخی از عبادات در عنوانش ، تجمع و گردهمآئی ، و ایجاد روابط اجتماعی بین برگزار کنندگان ، منظور شده مانند « جهاد » که در آن از جنگجویان خدا پرست خواسته شده ، برای جنگ با دشمن ، صفوف خود را از واحدهای جنگی سازمان داده شده ، تشکیل دهند .
    برخی از عبادات هر چند خود عبادت ، گردهمآئی نیست ، ولی از عبادت کنندگان به صورت های مختلف خواسته شده آن را با گردهمآئی برگزار کنند تا رابطه انسان با خدا و رابطه انسان با انسان برادر ، در یک عمل انقلابی یک جا صورت گیرد .
    در نمازهای واجب به همین منظور« جماعت » تشریع شده تا عبادت فردی در آنها به عبادت جمعی تغییر شکل دهد ، و رشته مردمی در آن مستحکم گردد ، و نماز که عبادتی روانی است در میان وحدتی که نتیجه عمل دستجمعی است ، برگزار شود .
    وظیفه حج در زمان و مکانی معین باید انجام شود تا همه کسانی که آن را برگزار می کنند در یک زمان و یک مکان همدیگر را درک کنند و عمل آنها به شکل عمل گروهی پیاده شود .
    حتی وظیفه روزه که طبعش یک عمل فردی است به مراسم عید فطر مربوط می شود تا این فریضه فردی را در یک چهره اجتماعی جلوه دهد .
    و بین روزه داران وسیله نشاط حاصل از پیروزی بر شهوات و تمایلات ، روز عید پیوند اجتماعی برقرار گردد .
    وظیفه زکات نیز به صورتی برگزار می گردد که رابطه انسان با خدا را در قالب اجتماعی در آورد ، زیرا رابطه با ولی امر ( مجتهد فقیه ) که زکات

    را به او می سپارند یا با فقیر که مستقیما دریافت می دارد یا به مؤسسه خیریه ای که به حسابش می ریزند ، زکات را قالب اجتماعی جلوه می دهد .
    همینطور ملاحظه می کنیم روابط اجتماعی به اشکال مختلف در کنار روابط عبادی بین انسان های برگزار کننده ، که عمل خود را برای خداوند انجام می دهند ، برقرار می شود و این نیست مگر به خاطر تاکید بر این مطلب که روابط پرستش در زندگی انسان ، نقش اجتماعی دارد و تنها هنگامی موفق خواهد بود که در رهبری روابط اجتماعی ، نیروی سازنده ای به وجود آورد و بنحو شایسته ای بین صفوف خلق هم آهنگی ایجاد کند .
    جنبه اجتماعی عبادت ، وقتی به اوج خود می رسد که شعائر پرستش در پایگاههای اجتماعی ، رمز وحدت باشد و صفوف امت اسلام را بوحدت رهبری کند .
    « قبله » یا بیت الله الحرام شعار وحدت است که آئین اسلام از میان قوانین عبادت و نماز آن را مطرح کرده است . این شعائر تنها بعد دینی ندارد ، بلکه بعد اجتماعی اش رمز وحدت و اصالت این امت است .
    از این رو وقتی قبله جدید توجه به « مسجد الحرام » تشریع شد ، مسلمانان مواجه با شرارت های جدیدی از ناحیه سفیهان و نابخردان قوم شدند که قرآن از آنها پرده برداشته است این نابخردان مفهوم اجتماعی قانون را فهمیده بودند که شرارت می کردند ، اینان متوجه شدند که قبله یکی از مظاهر شخصیت ، این امت است که خداوند عنوان امت وسط به آنها داده و شاخص وحدت آنان است .
    در اینجا گذشته از آنچه درباره نظام کلی عبادات و خصوصیات کلیه آنها بطور عموم در زندگی انسان برشمردیم . باید متذکر شد هر عبادتی امتیاز ویژه ای دارد و اثر خاصی در روح عبادت کننده بجای می گذارد و هر کدام به شیوه خاصی راه تمدن را به سوی انسان می گشاید .

    و مانند زکات که دارای مصلحت اجتماعی مهمی است که با حرص مال دوستی زکات دهنده متعارض می باشد ، زیرا عمل جهاد برای مجاهد کاملا قابل فهم است و جنبه غیر مادی ندارد چنانکه عمل زکات را ، زکات دهنده ****منبع=

    طرحواره ای از آیة الله سید محمد باقر صدر
    مترجم : سید جعفر حجت

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال یار غائب